تبليغاتX
فرداهای روشن
فرداهای روشن
اميد آخرين چيزيست كه از دست مي رود...ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند
قالب وبلاگ

با`هيچ `با`ر`ا`ني` `رد` `پا`يت `از`كو`چه` `ها`ى` قلبم` پاك` `نميشو`د

پس تنها ادامه میدهم,
در زیر باران حتا به درخواست چتر هم
جواب رد میدهم,
میخواهم تنهاییم را
به رخ این هوای دو نفره بکشم ...!

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 20:35 ] [ serendipity ] [ ]
دوست داشتن

ربطی به دیدن ندارد

آدم ها خدا را هم

دوست دارند هنوز ...

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 20:30 ] [ serendipity ] [ ]

گروه اینترنتی ایران سان

آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمی‌کــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت می‌شـوند ... هـمین !

[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 19:45 ] [ serendipity ] [ ]

گروه اینترنتی ایران سان


بـزرگ که میشــــوی....
غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند،
دَرد هـایت نــیز!

غــافل از آنکه لبخــندهـایت را،
در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی.....

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 19:41 ] [ serendipity ] [ ]
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!
اینجا گم که مى شوى
به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند ...

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 10:42 ] [ serendipity ] [ ]

گروه اینترنتی ایران سان

تنها باشي
روز تعطيل باشد
غروب باشد
باران هم ببارد
احساس ميكني
بلاتكليف ترين آدم دنيا هستي...!

[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 17:43 ] [ serendipity ] [ ]

بالاخره امتحانا تموم شد و شرشون تا 3 تا 4 ماه ديگه كنده شد

چقد خوندم و خوندم و خوندم و....

فنا شدم بخدا

اما نتيجه اي كه ميخواستم نداشت

يكي از استادامون ميگفت بعضي ها حافظه كوتاه مدتشون ضعيفه

نميدونم منم اينجورم انگار

ديشب راجب آلزايمر ميگفت و اينكه اين آدما حافظه كوتاه مدتشونو از دست ميدن

نميدونم چي بگم!

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 12:30 ] [ serendipity ] [ ]

بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 12:26 ] [ serendipity ] [ ]
احساس ميكنم همه سر جاي خود نشسته اند و فقط منم كه اشتباه آمده ام

اينجا

آنجا

و يا هر جاي ديگري

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 8:15 ] [ serendipity ] [ ]
هوا گرفته و بارانيست

ديگر حتي شك دارم كه آينده روشني در كار باشد...

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 8:13 ] [ serendipity ] [ ]
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 14:1 ] [ serendipity ] [ ]
امروز خيلي اتفاقي رسدم به مطلبي كه در گذشته بارها و بارها خونده بودمش اما اين بار واقعا بهش احتياج داشتم

تصميم گرفتم 2 وبلاگ بذارمش شايد به كار بقيه هم بياد

گفتگو با خدا در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 13:54 ] [ serendipity ] [ ]
بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی  ...
بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری  ...
گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار  ...
اما بیشتر وقتا سکوت ...

واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...

گروه اینترنتی ایران سان

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 11:30 ] [ serendipity ] [ ]
ببخش که برگ هایت را لگد کردم .
ببخش که مرگت را می بینم اما کاری از عهده ام بر نمی آید .
ببخش که چوب های خشکت را در آتش ;سوزاندم تا گرم شوم.
خاطرات زیادی با هم داشتیم ببخش ببخش که تو را رها می کنم
و به سراغ زمستان می روم ... من رفیق نیمه راه نیستم این تقدیر تو است که، می میری!

و اما پاییز به من می گوید:
خداحافظ انسان، من نمی میرم در این دنیا من همیشه بوده ام و خواهم بود.
تو مرا ببخش که; یک بار دیگر رفتم و با رفتنم; یک پاییز دیگر از عمرت را با خود بردم.
من رفیق بدی نیستم این تقدیر تو است.!!!

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 11:28 ] [ serendipity ] [ ]
خدايا شُكرت

فقط همين

ممنون كه پاييز امسالم ديدم و سالمم

خانوادم و دوستام كنارمن

بقيشم خودت رديف كن

ممنون

[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 11:11 ] [ serendipity ] [ ]

مفتخريم كه اعلام كنيم امروز 20/9/90 خواهر گرامي مان 22 ساله شد

به همين منظور بدليل دوري مسافت بين ما و اينجانب جشن تولدي صوري برگزار ميگردد:

اين كيك تولد خواهرمونه كه شمعاشم روشن كرديم

بعدش  نظرمون عوض شد رفتيم كيك سفارش داديم روش داديم نوشتن ايناهاش:

و اين دلمونو گرفت حالا از خواهرمون دعوت ميكنيم بياد و كيك ببره بده بخوريم

به به

تولد مبارك خواهر خوشگلم

اميدوارم چرخ زندگي هميشه به كامت بچرخه

[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 10:9 ] [ serendipity ] [ ]

بغض کنید ...
گریه کنید ...
دق کنید ...

ولی با آدمای بی ارزش درددل نکنید!!


اين واقعا جمله بارزشه

بايد با آب طلا نوشت

[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 9:6 ] [ serendipity ] [ ]

همه چی داشت خوب پیش می‌رفت؛ که یهو به خودمون اومدیم دیدیم بزرگ شدیم.....
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 9:3 ] [ serendipity ] [ ]
اين روزا نميدونم حالم چطوره

الان كه سردرد شديدي دارم

از دعوا و همهمه بدم مياد

چرا ما آدما اينجوريم

همه چيو بر عليه بقيه ميخايم و خودمون تبرئه هستيم

يعني ما حتي با خودمون هم وجدان نداريم

نميدونم بايد چي بگم

واقعا نميدونم خدا

مواظب محيا باش

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 9:17 ] [ serendipity ] [ ]
خدایا تو چه بیصدا میبخشی....
و ما چه حسابگرانه
تسبیح میگوئیم.....

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 10:8 ] [ serendipity ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

روزگارا که چنين سخت به من ميگيري!
باخبر باش که پژمردن من آسان نيست
گرچه دلگيرتر از ديروزم،
گرچه فرداي غم انگيز مرا ميخواند،
ليک باور دارم،
دل خوشي ها کم نيست
زندگي بايد کرد


گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری
کف دست و بسپاریشان به دست باد
تا بروند و سهم دیگران شوند..


برای تازه شدن باید از ی جایی شروع کرد
و من آغاز کردم
دختری در آستانه فصلی سرد
مهر1388
.............

هرگاه سخنی را به آهستگی به زبان آوردی و پنداشتی کسی را توان شنیدن آن نیست بدان که خداوند میتواند...

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

...........................................

............M Y G O D.........
You make me strong.
You make me weak
........You lift me off my feet
You give me hope when all my dreams seem like they're out of reach
You make me understand the way a perfect love should be.
You take me to a place so high, I never wanna leave.
I feel you in my side all over..........
I can't imagine life without you by my side.
when the pain is holding me.......
.i think to you and Your touch just sets me free.
you help me.....
..you like me .......
and i dont underestand

امکانات وب